محمد مهدى ملايرى

155

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

اين‌باره آورده و از گفته‌هاى بعضى از پادشاهان ايران كه در مآخذ اسلامى به عنوان گفته‌هاى نيك و شايسته تقليد و نقل شده مطالبى هم دربارهء دبيران ديوان نقل كرده است كه همه دلالت بر شدت اهتمام پادشاهان به اين امر دارد و از آن جمله از عهدنامهء شاپور پسر اردشير بابكان به جانشينش اين گفته‌ها را آورده است : « بدان كه قوام كار تو بر درآمدهاى خراج است ، و درآمد خراج هم به آبادانى كشور وابسته است ، و رسيدن به اين هدف هم بسامان كردن كار مردم است به عدل و داد و كمك به ايشان . . . و براى اين كار بهترين دبيرانت را كه مىتوانى برگزين كه بصير و بينا و عفيف و كاردان باشد ، و از ميان دبيران به هريك از آنان يك كار واگذار تا در آن متبحّر و كاردان گردد و بتواند آن را به انجام رساند ، و اگر آگاهى يافتى كه كسى از آنها مرتكب خيانتى شده يا به كسى تعدّى كرده او را به سخت‌ترين عقوبتها برسان ، و برحذر باش كه بر سرزمينى كه خراج بسيار دارد جز كسانى كه به شرف و بزرگى شهرت يافته‌اند نگمارى . . . در امر پىجويى و بازرسى از كارهاى كارگزاران خراج و سيرت و آثارشان بسيار كوشا باش و براى اين كار بازرسانى مورد اعتماد برگزين » . « 1 » به جز آنچه دربارهء ديوانهاى مالى دوران ساسانى و دبيران آنها كه با عنوان آمار دبير شناخته مىشدند گذشت ، در مآخذ ساسانى نام عده‌اى ديگر از مأموران مالى آن دولت با عنوان « آماركار » و « آمارگر » آمده كه همان‌گونه كه از نام و عنوان آنها برمىآيد داراى وظايف ديگرى بجز آنچه گذشت بوده‌اند . كريستن سن با استناد به همان اسناد نام چند تن از اين آماركاران را ذكر كرده است ، از آن جمله در آماركار ، يعنى رئيس امور مالى دربار . گرچه مىتوان حدس زد كه اين هم عنوان ديگرى براى كذك آمارديبهر بوده كه ذكر آن گذشت ، ولى

--> ( 1 ) . الوزراء و الكتّاب ، ص 6 و 7 .